المپیاد بین‌المللی ریاضی – روایت سرپرستان

آبزرور غیور ایران (این حقیر) موفق به حذف سؤال N3 از شرت لیست گردید؛ سؤال را قبلاً در آزمون‌های آزمایشی سال 88 دیده بودم. هم صورت سؤال و هم راه‌حل آن اشتراکات زیادی با سؤال پیش‌نهادی داشت. ژوری از ما خواستند که سؤال و راه‌حل مورد ادعا را به ایشان بدهیم، ما هم تایپ کردیم و دادیم و در جلسه بعدی ژوری به سمع و نظر لیدرها رسید و به اتفاق رأی به حذف سؤال مذکور دادند. لیدر تیم آمریکا نیز گفت که سؤال G3 تکراری است و آن سؤال هم حذف شد. حذف این دو سؤال شانس سؤالات ایران یعنی G2 و N4 را برای راه یافتن به امتحان بالا برد.

کلمبیا آبمیوه‌های متنوعی دارد که بسیاری از آن‌ها برایمان جدید است. آبمیوه تمبرهندی و نیز شیرینی تمبرهندی را باید از دست‌آوردهای این سفر دانست! البته خود کلمبیایی‌ها آن را هندی نمی‌دانند.

روز اول خیلی خوابمان می‌آمد! هتلِ ما یک ساختمان بزرگ قدیمی با معماری با صفا است که قبل از 1930 ساخته شده است.

هتلِ ما یک ساختمان بزرگ قدیمی با معماری با صفا است که قبل از 1930 ساخته شده است. در اتاق ما یک کولر گازی بسیار قدیمی و همچنین یک رادیو مربوط به جنگ جهانی دوم (!) وجود دارد.

روز دوم، شنبه 20 جولای 2013

هر سال کتاب‌چه‌ی سؤالات ایران شامل سؤال‌ها و راه حل‌های امتحان‌های مرحله دوم و دوره تابستان و انتخاب تیم را آماده می‌کنیم و در سفر جهانی به لیدرهای کشورهای مختلف می‌دهیم. امسال طرح پشت جلد درباره ماه مبارک رمضان بود و این‌که رؤیت هلال چه نقش مهمی در پیشرفت نجوم در بین مسلمانان داشته است.

به همراه دکتر رستگار کتاب‌چه‌ها را بین لیدرها تقسیم کردیم. اصولاً سؤال‌های ایران زیاد طرفدار دارد. لیدر تاجیکستان به دکتر گفته بود که از طرح پشت جلد ما خیلی خوشش می‌آید و اینکه از الآن در انتظار پشت جلد سال آینده است! لیدر ایتالیا هم با اصرار فراوان یک دفترچه اضافه از ما خواست که بهش افاضه کردیم.

صبح و ظهر و شب جلسات ژوری پی‌درپی داشتیم که به انتخاب 6 سؤال آزمون انجامید.

متأسفانه دو سؤال پیش‌نهادی ایران به آزمون راه پیدا نکرد. دلیل رأی نیاوردن سؤال‌های ایران با وجود این‌که هر دو سؤال‌های زیبایی بودند، به عقیده‌ی من این بود که سؤال میثم در دسته‌ی ساده قرار گرفت و سؤال محی‌الدین در دسته‌ی متوسط ولی هر دو سؤال از نظر سختی از سایر سؤال‌های دسته خود سخت‌تر بودند و اکثر لیدرها (آن طور که من فهمیدم) به سؤال‌های راحت‌تر رأی می‌دهند. یعنی عملاً در هر دسته، سؤال‌های راحت رأی بیش‌تری می‌آوردند. (توضیح: این پاراگراف بعد از پایان آزمون روز دوم اضافه شده است.)

روز سوم، یک‌شنبه 21 جولای 2013

صبح ساعت 9 جلسه ژوری شروع شد. یکی از سؤال‌های انتخاب‌شده تکراری از آب در آمد و حال همه را گرفت. اما سریعاً با یک سؤال دیگر جایگزین شد. تمام روز به ترجمه و تصحیح آن گذشت. ساعت 8 شب، ترجمه سؤال‌ها را به زبان فارسی تحویل دادیم.

هنگام شام ناگهان با یک ایرانی برخورد کردیم. ایشان دکتر علی تهذیبی از المپیادی‌های قدیم، هم‌دوره دکتر رزوان و دارنده مدال طلای کشوری 1372،  و در حال حاضر استاد دانشگاه سائوپائولو در برزیل هستند که به عنوان مصحح یکی از سؤال‌های المپیاد جهانی امسال به کلمبیا آمده‌اند.

هتل یک استخر روباز هم دارد. ولی به دلایلی که از گفتن آن معذوریم روزها دور و بر آن‌جا نمی‌توانیم بپلکیم ولی صبح زود یا شب‌ها که استخر تعطیل است می‌نشینیم (بعضی وقت‌ها هم می‌خوابیم) و از تماشای آب لذت می‌بریم.

آرش رستگار، لیدر تیم ایران

روز چهارم، دوشنبه 22 جولای 2013

برای شرکت در مراسم افتتاحیه ما را به دانشگاه آنتونیو نارینو در بارانکوییلا بردند. تیم‌ها و دپیوتی لیدرها نیز از سانتامارتا به آنجا آمده بودند. اولش هم کُلی ما را معطل کردند به خاطر این‌که گفتند بچه‌ها هنوز نرسیده‌اند و تا بچه‌ها نیایند ما نمی‌توانیم برویم.

سرپرستان ایران

 وارد سالن که شدیم از دور تیم ایران از ما استقبال کردند. همه خوب و سر حال بودند به جز دکتر علیشاهی که ما حدس می‌زنیم به اندازه کافی نخوابیده بودند! اولش خانم بداغی را نمی‌دیدیم چون جای دیگری نشسته بودند، ولی بعداً دکتر رستگار از دور پیدایشان کرد.

در ابتدای مراسم گروهی آمدند و موسیقی کلمبیایی نواختند. بعد از آن بعضی مسئولین کلمبیایی و مسئولین المپیاد چند کلمه‌ای سخن گفتند و سپس تیم‌ها به ترتیب الفبا در سالن رژه رفتند. هر تیم را یک گروه کلمبیایی با حرکات نمایشی همراهی می‌کرد که خیلی بی‌محتوا و بعضاً با فرهنگ ما ناسازگار بود. تنها نقطه قوت برنامه، نرم‌افزاری بود که هنگام رژه‌ی تیم‌ها، روی صفحه نمایش، نقشه‌ی کشورها را روی کره زمین و پرچم و نیز پایتخت آن‌ها را به همراه عکسی از پایتخت و نیز عکس اعضای تیم و سرپرستان را نشان می‌داد. برای ایران عکس میدان آزادی را نشان داد.

بچه‌های تیم ایران در حال رژه

بعد از ظهر ما را برای گردش به شهر تاریخی کارتاخنا بردند. در اتوبوس یک بسته غذا به ما دادند که ساندویچ گوشت بود و ما نخوردیم، فقط از میوه و آبمیوه و شیرینی آن استفاده کردیم. برای نهار در کارتاخنا شکممان را صابون زدیم. ولی به یک بستنی قناعت کردیم. ما قبلاً هیچ پولی تبدیل نکرده بودیم. در کارتاخنا با کمک دکتر تهذیبی یک صرافی پیدا کردیم و اندکی پولِ کلمبیا (پِزو) ابتیاع نمودیم.

عکس سه نفره در پارکی در کارتاخنا

قسمت تاریخی شهر کاملاً در داخل دیوارهای یک قلعه بزرگ قرار داشت.

کارتاخنا معماری قشنگی داشت. ساختمان‌ها همه حول یک حیاط داخلی چند طبقه بالا رفته بودند و داخل حیاط باغچه‌های زیبایی قرار داشت.

معماری هتل چارلستون در شهر کارتاخنا

(توضیح: قسمت‌های بعدی بعد از پایان آزمون روز دوم اضافه شده است.)

روز پنجم، سه‌شنبه 23 جولای 2013

روز اول امتحان بود و ما برای موفقیت بچه‌ها دعا کردیم. ساعت 9 صبح در سالن اجتماع، همه‌ی لیدرها جمع شده و سؤال‌هایی که دانش‌آموزان کشورشان به صورت مکتوب ارسال می‌کردند را رؤیت نموده و پاسخ می‌گفتند. یکی از دانش‌آموزان عزیز ایرانی این سؤال را پرسیده بود:

«به نظرم سؤال یک غلطه و n=2 و m=2 را نمی‌توان ساخت.»

جالب این‌جاست که سؤال اصلاً m نداشت! با این حال ما حدس زدیم که منظورشان k بوده. دکتر رستگار در پاسخ گفتند که دوباره سؤال را بخوان!

بعد از امتحان از دکتر علیشاهی خبر رسید که بچه‌ها از امتحانشان راضی هستند و روحیه‌شان هم خوب است. ما خوشحال شدیم.

روز ششم، چهارشنبه 24 جولای 2013

امروز روز دوم امتحان است. کپی برگه‌های روز اول بچه‌ها را به ما داده‌اند.

قرار است بعد از امتحان ما را به سانتامارتا، پیش دکتر علیشاهی و بچه‌ها ببرند. از فردا تصحیح برگه‌ها شروع می‌شود.

/ 0 نظر / 72 بازدید