به مناسبت نیمه خرداد

فرازهای پایانی پیام امام در تاریخ 29 تیر 1367 (5 ذی الحجه 1408) به مناسبت سال‌گرد کشتار خونین مکه و قبول قطع‌نامه 598:

«من در این‌جا به جوانان عزیز کشورمان، به این سرمایه‏‌ها و ذخیره‌‏های عظیم الهی و به این گل‌های معطر و نوشکفته جهان اسلام، سفارش می‏‌کنم که قدر و قیمت لحظات شیرین زندگی خود را بدانید؛ و خودتان را برای یک مبارزه علمی و عملی بزرگ تا رسیدن به اهداف عالی انقلاب اسلامی آماده کنید.

و من به همه مسئولین و دست‏‌اندرکاران سفارش می‏‌کنم که به هر شکل ممکن وسایل ارتقای اخلاقی و اعتقادی و علمی و هنری جوانان را فراهم سازید؛ و آنان را تا مرز رسیدن به به‌ترین ارزش‌ها و نوآوری‌ها هم‌راهی کنید؛ و روح استقلال و خودکفایی را در آنان زنده نگه دارید. مبادا اساتید و معلمینی که به وسیله معاشرت‌ها و مسافرت به جهان به اصطلاح متمدن، جوانان ما را که تازه از اسارت و استعمار رهیده‌‏اند، تحقیر و سرزنش نمایند و خدای ناکرده از پیش‌رفت و استعداد خارجی‌ها بت بتراشند و روحیه پی‌روی و تقلید و گداصفتی را در ضمیر جوانان تزریق نمایند. به جای این‌که گفته شود که دیگران کجا رفتند و ما کجا هستیم به هویت انسانی خود توجه کنند و روح توانایی و راه و رسم استقلال را زنده نگه دارند. ما در شرایط جنگ و محاصره توانسته‌‏ایم آن همه هنرآفرینی و اختراعات و پیش‌رفت‌ها داشته باشیم. إن شاء اللَّه در شرایط به‌تر زمینه کافی برای رشد استعداد و تحقیقات را در همه امور فراهم می‏‌سازیم. مبارزه علمی برای جوانان زنده کردن روح جستجو و کشف واقعیت‌ها و حقیقت‌هاست و اما مبارزه عملی آنان در به‌ترین صحنه‏‌های زندگی و جهاد و شهادت شکل گرفته است.

و نکته دیگری که از باب نهایت ارادت و علاقه‏‌ام به جوانان عرض می‏‌کنم این است که در مسیر ارزش‌ها و معنویات از وجود روحانیت و علمای متعهد اسلام استفاده کنید؛ و هیچ‌گاه و تحت هیچ شرایطی خود را بی‏‌نیاز از هدایت و هم‌کاری آنان ندانید. روحانیون مبارز و متعهد به اسلام در طول تاریخ و در سخت‌ترین شرایط هم‌واره با دلی پر از امید و قلبی سرشار از عشق و محبت به تعلیم و تربیت و هدایت نسل‌ها همت گماشته‏‌اند و همیشه پیش‌تاز و سپر بلای مردم بوده‌‏اند؛ بر بالای دار رفته‌‏اند و محرومیت‌ها چشیده‏‌اند؛ زندان‌ها رفته‌‏اند و اسارت‌ها و تبعیدها دیده‌‏اند؛ و بالاتر از همه، آماج طعن‌ها و تهمت‌ها بوده‏‌اند؛ و در شرایطی که بسیاری از روشن‌فکران در مبارزه با طاغوت به یأس و ناامیدی رسیده بودند، روح امید و حیات را به مردم برگرداندند و از حیثیت و اعتبار واقعی مردم دفاع نموده‏‌اند؛ و هم اکنون نیز در هر سنگری از خطوط مقدم جبهه گرفته تا مواضع دیگر، در کنار مردمند؛ و در هر حادثه غم‌بار و مصیبت‏‌آفرینی شهدای بزرگ‌واری را تقدیم نموده‏‌اند.

در هیچ کشور و انقلابی جز انقلاب بعثت و رسالت و زندگی ائمه هدی -علیهم السلام- و انقلاب اسلامی ایران سراغ نداریم که ره‌بران انقلاب آن‌قدر آماج حملات و کینه‌ها گردند. و این به خاطر صداقت و امانت‌داری است که در وجود علمای متعهد اسلام متبلور است. مسئولیت‌پذیری در کشوری که با محاصره‌ها و مشکلات اقتصادی و سیاسی و نظامی مواجه است کار مشکلی است. البته روحانیون متعهد کشور ما باید خودشان را برای فداکاری‌های بیش‌تر آماده کنند، و در مواقع لزوم و ضرورت از آب‌رو و اعتبار خود برای حفظ آب‌روی اسلام و خدمت به محرومان و پابرهنگان استفاده کنند. و جای بسی سپاس و امتنان است که ملت رشید و دلاور ایران قدر خادمان واقعی خود را می‌شناسد، و فلسفه عشق و ارادت خود را به این نهاد مقدس در یک کلمه خلاصه می‌کند. علما و روحانیون متعهد اسلام هرگز به آرمان و اصالت و عقیده و هدف اسلامی ملت خیانت نکرده و نمی‌کنند. البته تذکر این نکته لازم است که در تمام نوشته‌ها و صحبت‌ها هر وقت نام روحانیت را به میان آورده‌ام و از آنان قدردانی نموده‌ام، مقصودم علمای پاک و متعهد و مبارز است، که در هر قشری ناپاک و غیرمتعهد وجود دارد. و روحانیون وابسته ضررشان از هر فرد ناپاک دیگر بیش‌تر است. و همیشه این دسته از روحانیون مورد لعن و نفرین خدا و رسول و مردم بوده‌اند، و ضربات اصلی را به این انقلاب، روحانیون وابسته و مقدس‌ماب و دین‌فروش زده‌اند و می‌زنند. و روحانیون متعهد ما هم‌واره از این بی‌فرهنگ‌ها متنفر و گریزان بوده‌اند.»

(صحیفه امام، جلد 21)

/ 0 نظر / 36 بازدید