مقدمه

در این لحظه که شروع به نوشتن این یادداشت کرده‌ام، نتایج دقیق تیم المپیاد ریاضی ایران و در نتیجه رتبه تیم و مدال‌های اعضای تیم مشخص نشده است ولی نتایج اولیه حاکی از این است که اعضای تیم ایران نتوانسته‌اند آن‌طور که خود انتظار داشته‌اند ظاهر شوند و ممکن است رتبه ایران نسبت به چند سال گذشته افت داشته باشد.

در نتیجه نهایی یک تیم عوامل مختلفی اثر دارد. برخی مستقیماً مربوط به اعضای تیم است و برخی مربوط به شرایط محیطی. شرایط محیطی را هم می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: دسته اول که در اختیار ماست مانند، چه‌گونگی برگزاری کلاس‌های آمادگی، برنامه‌های مدارس در طول سال‌های منجر به عضویت در تیم، رفتار اولیا و مسئولین مدرسه و نوع نگاه آن‌ها به مقوله المپیاد و دسته دوم  آن‌چه در کشور میزبان رخ می‌دهد، مانند اختلاف ساعت، شرایط اقلیمی، کیفیت میزبانی و... که تقریباً در اختیار ما نیست.

در این یادداشت نمی‌خواهم در این مورد صحبت کنم و تقاضا دارم، اگر کسی می‌خواهد وارد این بحث شود نیز این چارچوب را رعایت کند.

تقارن المپیاد بین‌المللی ریاضی و جام جهانی فوتبال

اعلام نتایج اولیه که حاکی از نتیجه نسبتاً ضعیف تیم بود موجب بروز واکنش‌های مختلف بود. برخی از این واکنش‌ها بسیار متأثر از فضای فوتبالی کشور است و به نظر می‌رسد بیش‌تر هم از سوی کسانی انجام می‌شد که منتظر چنین فرصتی بودند تا خود را با گفتن عبارات طلب‌کارانه و بعضاً توهین‌آمیز آرام کنند. چند نمونه از این برخوردها این‌هاست:

  • «اگه برزیل رو می‌فرستادیم بهتر بود»
  • «... نباید این‌طوری آبروریزی راه انداخت.»
  • «واقعا که... المپیاد جهانى جایى براى تجربه‌اندوزى نیست این آقایون و خانم‌هایى که رفتن اونجا باید براى آبروى کشور پاسخگو باشن مخصوصا که براشون اینقدر سرمایه‌گذارى شده. براى همه و باشگاه محترم واقعا باید افسوس خورد.»

مقایسه اهداف و نتایج شرکت ایران در المپیاد و جام جهانی

 این‌که ورزش حرفه‌ای و به‌طور خاص فوتبال با چه انگیزه‌ای در جهان ترویج می‌شود شاید موضوعی مورد مناقشه باشد ولی در مورد نتایج آن، صرف‌نظر از نیت گردانندگان، می‌توان گفت برخی موضوعات انکار ناپذیر است:

  • منافع مادی بسیاری در این راه حاصل می‌شود که می‌توان به درآمد فروش بلیت، پخش تلویزیونی و تبلیغات مستقیم و غیرمستقیم اشاره کرد.
  • بسیاری از ملت‌ها و اقوام با تکیه بر موفقیت‌های فوتبالی خود در عرصه بین‌المللی و یا در عرصه ملی، احساس غرور می‌کنند و سعی می‌کنند دردهای واقعی خود را التیام ببخشند.
  • در عرصه بین‌المللی، رواج ملی‌گرایی و در عرصه داخلی رواج هواداری متعصابه از تیم‌های باش‌گاهی و تولید دوگانه‌های آبی قرمز که منجر به استقبال بیش‌تر مردم از مسابقات فوتبال می‌شود.

ناهنجاری‌های اجتماعی از سوی فوتبالیست‌های مشهور و از سوی هواداران دوآتشه نیز از جمله عوارض منفی این فضاست. از سوی دیگر جذابیت ستاره‌های ملی یا بین‌المللی فوتبال از نظر ثروت و شهرت، آن‌ها را به آرزوی بسیاری از نوجوان‌ها تبدیل کرده است که در تلاش برای رسیدن به این آرزو، اکثراً به هیچ چیز نمی‌رسند!

در چنین فضایی ما با چه هدفی برای تیم فوتبال خود هزینه می‌کنیم و آن را به جام جهانی می‌فرستیم؟ کسب افتخار و دیگر هیچ!

مگر غیر از این هم می‌توان انتظاری از این حضور داشت؟ آیا این فعالیت، از ابتدا تا انتها، هیچ منفعت اقتصادی برای کشور ما دارد؟ آیا موجب رشد ورزش عمومی و سلامت در جامعه می‌شود؟ آیا اثر مثبت فرهنگی برای آن متصور هستیم؟

پس ما باید برای موفقیت‌های تیم ملی شاد شویم و در خیابان بریزیم و برای شکست‌هایش افسرده شویم!

داستان المپیاد ریاضی در داخل کشور و حضور در المپیاد ریاضی بین‌المللی چیست و تا چه حد مشابه داستان فوتبال است؟

اگر به تاریخ‌چه المپیاد ریاضی در ایران نظری بیندازیم می‌بینیم که نه در ابتدا کسب افتخار بین‌المللی از جمله اهداف آن بوده است و نه در ادامه موضوع اصلی این جریان بوده است. مسابقات ریاضی دبیرستانی، برای جذب دانش‌آموزان به رشته ریاضی فیزیک (در مقطع دبیرستان) طراحی شده است و در آغاز هیچ ارتباطی با حضور در یک عرصه بین‌المللی نداشته است. البته این بدان معنا نیست که کسب موفقیت در عرصه بین‌المللی امری نامطلوب است ولی نباید آن را از یک «وسیله» در راستای اهداف اصلی المپیاد، که به طور کلی ارتقای علمی کشور است، به «هدف» تبدیل کرد.

البته نگاه برخی از دانش‌آموزان، اولیاء و مسئولین مدارس و معلم‌های المپیاد، به مقوله المپیاد ریاضی با آن‌چه گفته شد متفاوت است. برای دانش‌آموز و اولیایش فرصتی برای به دست آوردن مدال و شهرت و جوایز مادی و برای مسئولان مدارس فرصتی برای رسیدن به منافع مادی بیش‌تر به واسطه کسب مدال توسط دانش‌آموزان و افزایش شهریه‌ها و... برای این افراد اهداف ملی المپیاد بی‌اهمیت و یا کم‌اهمیت است.

البته این دیدگاه منفعت‌طلبانه، نیاز به پوششی آبرومند دارد که آن پوشش می‌تواند تأکید بسیار بر روی اهمیت افتخارآفرینی المپیاد در عرصه بین‌المللی باشد.

در کنار این جماعت گروهی هم هستند که صادقانه معتقد هستند که کسب افتخار بین‌المللی باید هدف اصلی المپیاد باشد.

شاید یکی از راه‌های تمیز دادن این دو گروه ظاهراً مشابه، نوع برخورد آن‌ها با عدم موفقیت‌های تیم باشد. کسی که صادقانه به دنبال موفقیت ایران در عرصه بین‌المللی است، با چنین اتفاقاتی هم‌دلانه و دل‌سوزانه برخورد می‌کند و آن‌که ژست کسب افتخار ملی را پوششی برای عقده‌ها و انگیزه‌های صرفاً شخصی خود قرار داده، دست به تحقیر و توهین می‌زند.

المپیاد ریاضی به‌تر است به چه سویی برود؟

طبیعتاً منافع فردی افراد برای رسیدن به جایزه، شهرت و یا درآمد بیش‌تر نه تنها جزو اهداف المپیاد نباید باشد که حتی در برخی موارد مقابله با آن‌ها باید در برنامه‌های عملی لحاظ شود.

کسب افتخار در عرصه بین‌المللی، گزینه‌ای برای اهداف المپیاد است که گاهی در تعارض با اهداف اصلی المپیاد است. تربیت چند ساله چند دانش‌آموز، صرفاً با هدف کسب مدال و نمره بالاتر و نگاه صرفاً غربال‌گری به مراحل مختلف المپیاد ریاضی برای رسیدن به به‌ترین تیم شش نفره، حذف هر برنامه علمی که موجب به‌بود رتبه ایران نشود، هر چند اصیل‌تر از آموختن تکنیک‌های حل مسأله باشد، از جمله مناقشاتی است که در بین کسانی که کسب رتبه بین‌المللی را هدف می‌دانند و آن‌هایی که به چشم ابزار به آن نگاه می‌کنند، مطرح می‌شود.

به عقیده من یکی از راه‌های برخورد درست با این مسأله ارزیابی درست و غیراحساسی از میزان اهمیت کسب رتبه در المپیاد بین‌المللی است؛ کسب چند رتبه بالاتر ارزش‌مند است، ولی چه‌قدر؟ تأثیر واقعی آن بر جامعه تا چه حد است؟ با چه میزان گسترش ریاضیات در کشور برابری می‌کند؟ معادل تربیت چند دانش‌آموز در دوره تابستانی است که داشته‌هایشان صرف‌نظر از المپیاد برایشان مفید است؟ و...

باید توجه داشت که مسأله مشابه در مورد ورزش حرفه‌ای و به‌طور خاص فوتبال ممکن است در کشور ما به‌درستی حل نشده باشد. رفتن تیم ایران به جام جهانی موجب خوش‌حالی است ولی آیا اهمیت آن چه‌قدر است؟ مثلاً بیش‌تر از این‌که دانش‌مندان ایرانی دارویی برای دیابت کشف کنند؟ شکست تیم ملی در یک مسابقه می‌تواند تا حدی ناراحت‌کننده باشد ولی آیا بیش‌تر از کشته شدن صدها انسان بی‌گناه در هم‌سایگی ما؟

المپیادی‌ها باید پاسخ‌گو باشند ولی در چه موردی؟

یک دانش‌آموز المپیادی استعدادی خدادادی دارد که با کمک مردم این کشور کشف شده و رشد کرده است. او در مقایسه با یک دانش‌آموز عادی مسئولیت بیش‌تری دارد ولی آیا منظور از این حرف این است که او مسئول است مدال بین‌المللی کسب کند و اگر نکرد باید بازخواست شود و شرمنده باشد؟ این مهم‌تر است یا این‌که در آینده استعداد خود را در راه خدمت به مردمش به کار نگیرد و صرفاً دنبال شهرت و ثروت و رفاه باشد؟

کارنامه مسئولین المپیاد ریاضی در ایران از چه جهت مهم‌تر است؟ تعداد مدال‌های طلا و یا تعداد کسانی که از این کانال برای خدمت به کشور تربیت شدند و در گوشه‌ای مشغول کار مفید هستند؟ رتبه بین‌المللی مهم است و یا میزان تأثیر مثبت در رشد استعدادهای دانش‌آموزان کل کشور؟

انسان عاقل آن است که متناسب با ارزش هر چیز برایش سرمایه‌گذاری کند. 

لطفاً در ارائه نظر به دو نکته توجه کنید

  1. نویسندگان این وب‌گاه افرادی مشخص با اسامی و هویت مشخص هستند، پس شما هم در قسمت «نویسنده» به‌درستی خود را معرفی کنید تا هم طرف صحبت افراد مشخص باشد و هم هر فرد مسئول نوشته‌های خودش باشد. در غیر این صورت لزومی ندارد نظر شما علنی شود.
  2. اظهار نظر خود را با ذکر جملات سرزش‌آمیز، تمسخرآمیز و یا تحقیرآمیز هم‌راه نکنید.