سلام

روز اول امتحان در یک سالن بزرگ در طبقه ششم هتل برگزار شد و بچه‌ها در مجموع امتحان نسبتاْ خوبی دادند که قرار است جزئیات آن را پس از روز دوم امتحان چک کنیم. من و آقای علیشاهی به کمپ فیل‌ها رفتیم و نمایش زیبای فیل‌ها را مشاهده کردیم که در آن فیل‌ها کم و بیش فوتبال بازی می‌کردند و نقاشی می‌کردند و...! جدا از هیجان دیدن این کارها توسط فیل‌ها به فکر افتادیم که چه بر سر آن‌ها آورده‌اند تا این کارها را یاد بگیرند. به یاد جوکی افتادم که در آن ۱۰۰ موز و یک میمون در اختیار هر کس قرار می‌دهند و می‌گویند با استفاده از این موزها به میمون خود صحبت کردن یاد بدهید...

در راه بازگشت به ما گفتند که مشکل بزرگی برای امتحان به وجود آمده و باید کمی دیرتر به هتل برسیم و این موضوع باعث شد که ما کمی نگران شویم. در نهایت وقتی به هتل رسیدیم مشخص شد که مشکل بزرگی که می‌گفتند سرمای هوا در سالن امتحانات بوده که اصلاْ جدی نبوده است و آن‌قدرها هم سرما در کار نبوده است!

مراسم افتتاحیه هم در نوع خود جالب بود و کلاْ برای شاهزاده برگزار شد و نه برای ما! خلاصه خیلی خسته‌کننده بود اما دیدن آقای صلواتی و آقای مهکام مرهمی بر خستگی‌های ما بود که پس از تلاش‌های بسیار (!) موفق به کشف جای تیم ما (که در حال بالا و پایین پریدن و تکان دادن بی‌رحمانه پرچم برای شکار نگاه لیدر بودیم) گشتند و سپس بای بایی به ما مرحمت فرمودند! جای دکتر رستگار هم واقعاْ خالی بود...

فردا ما تا شب در همین هتل کنار بچه‌ها هستیم و سپس برای تصحیح اوراق به هتل لیدرها می‌رویم. اما بچه‌ها در همین هتل باقی می‌مانند و از فردا آن‌ها را به گردش می‌برند. این‌جا اینترنت هتل خیلی ضعیف است و ما دیر به دیر می‌توانیم وصل شویم.