آخرین ایستگاه در بازگشت از آرژانتین، که در مجموع حدود بیست ساعت طول کشید، فرودگاه دوحه قطر بود و طبیعتاً انتظار داشتیم که قبل از سوار شدن با تعداد زیادی هموطنان خوب خود مواجه شویم و به سؤالهای آنها در مورد المپیاد ریاضی پاسخ دهیم ولی هیچ کس تصور نمیکرد که در آستانه سوار شدن به هواپیما با کسی همصحبت شویم که اطلاعاتش از اولین روزهای المپیاد ریاضی در ایران از همه ما بیشتر باشد!
این شخص علی اصغر خانبان، که به او پدر المپیاد ایران میگوییم، نبود بلکه فردی به نام امامی بود که المپیادیها کمتر او را میشناسند. آقای امامی خودش را همدورهای آقای خانبان و مرحوم غضنفریان معرفی کرد ولی بعداً با دیدن سایت رسمی المپیاد فهمیدم که همدوره بودن این سه نفر حقیقتی تقریبی است!
آقای احسان امامی همان کسی است که در سال 1985 به تنهایی از ایران در المپیاد شرکت کرد و با کسب 28 امتیاز و مدال نقره یک تنه ایران را در بین 38 کشور به جایگاه 31 رساند!
آقای امامی، آنطور که خود گفتند، اهل شهر ابهر در استان زنجان بودند. بعد از المپیاد در حالی در کنکور سراسری شرکت کردند که برای اولین بار در همان آزمون با سؤال چهار گزینهای آشنا شدند و وقتی از مراقب در این مورد پرسیدند، ایشان پس از پاسخ فرمودند «تو که نمیدانی تست چیست غلط میکنی کنکور میدهی!» و در نتیجه آقای امامی موفق به کسب رتبه سوم کنکور شدند!
ولی آنچه موجب شد این یادداشت را بنویسیم اینها نیست. در همان چند دقیقه معاشرت با آقای امامی بحثی جذاب، سنگین و به قول دکتر رستگار طلبهای بین ایشان و دکتر رستگار در گرفت که به عقیده من اهمیت آن برای ما المپیادیها بسیار بالا است. این بحث کوتاه و همچنین نظرات برخی دوستان جوانتر در ذیل یادداشت قبلی موجب شد که این یادداشت، و إن شاء الله یادداشت بعدی را بنویسم.
از آقای ثقفیان عزیز و بچههای عضو تیم میخواهم که روایت خود را مختصراً از آنچه در فرودگاه دوحه رخ داد بنویسند و اینکه چرا آقای امامی «هر وقت بچههای المپیادی را میبینند حالشان بد میشود!»
پینوشت 1: روایتی که آقای امامی شنیدیم با برخی مطالب سازگار نیست. به عنوان مثال مرحوم پرویز شهریاری در مقالهای با نام «پرستو» گفته:
«وقتی در پاییز 1357 در شماره چهارم سال دوم نشریه «آشتی با ریاضیات»، برای نخستین بار، جریان برگزاری نوزدهمین «المپیاد جهانی ریاضیات» را همراه با حل مسالههای آن چاپ کردم، در میان شیفتگان ریاضیات در ایران، به ندرت میشد به کسانی برخورد کرد که از این مسابقه جهانی آگاه باشند. نخستین باری که نام ایران در المپیادهای جهانی ریاضیات شنیده شد، در سال 1364 بود که یک جوان ایرانی به نام «احسان امامی» و به ظاهر از فرانسه، ولی با نام ایران در بیست و ششمین المپیاد جهانی ریاضیات، که در فنلاند جریان داشت، شرکت کرد و 28 امتیاز آورد، مدال نقره گرفت و نام ایران را، به تنهایی و در ردیف سی و یکم (از بین سی و هشت کشور) قرار داد.» (مجله چیستا، اردیبهشت و خرداد 1383، شماره 208 و 209 (از صفحه 706 تا 708))
متن کامل مقاله را میتوانید از اینجا بردارید.
پینوشت 2: فردی که در فرودگاه دوحه با ما صحبت کرد کارت خودش را به من و دکتر رستگار داد. من کارت را پیدا نکردم و از دکتر رستگار خواستم که اطلاعات ایشان را به من بدهند. طبق اطلاعات روی کارت نام آن شخص «محمد حسن امامی» است!
این هم لینک سایت شرکتی که در آن کار میکند: بنیاد توانمندسازی منابع انسانی ایران
عکس ایشان را هم پیدا کردم.
